ظهر دلدادگی

>>> تاریخ انشتار پست :1397/3/29

درکنارم مینشینی هیبتت رامم کند / رام و تسخریت شده روح و روانم ، این نشستن ها کجا
شرمساری میکنی آرام نگاهم میکنی / بر لبانت حرف زخم و حرف چشمانت کجا

هم نوایی میکند ساز نفس های تو و ضرب دلم / با نفس گویی که رو بر گیر و بنگر ناکجا!

بوسه بر کفشم زنی آتش به جانم افکنی / روح خسته ، پر شکسته ، چشم بسته ، اوج گیرد تا کجا

سوزش بوسه ی عشق تو زچشمانم تراوش میکند / عقل و قلب حیران شده ، کاین اشک آید ازکجا

سر به زیر افکنده ام تا تو نبینی اشک من / آب بی ارزش لب شور کجا ، الماس لب هایت کجا

دست سردت پیش آید تا که برآرد سرم / ماه در برکه فتاده ، های!؟ نادیدن کجا!

تا که برگیری زچشمم اشک عشقت مینشینی رو به رو / دست مجنون ، اشک لیلی ، اینچنین عشقی کجا

درخیالم بوسه باران میکنم دستان پرمهرت همی آرام جان / درحقیقت بنگرم رویت ولی طغیان احساسم کجا

میبری نامم و میدانی که جادو میکند / دل مرید ساحر و افسونگری شیدا کجا

حرف یاحق میزنی گویی توکل برخدا / ای خدا ، دلداده ی سرگشته ای آتش به جان ، صبرش کجا

یارب ای تنهاترین مونس تنهایی أم / با نوای رحمتت برمن ببخش «أمن یجیبِ» حاجتم

یارب ای گنج روان ، جز تو من نارم امید / یا که معشوقم به کف آر یا که جان از تن درآر



#افعی_نیش_اوچولو #۹۷/۳/۹

نظرات در رابطه با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد :
متن دیدگاه :